پرتال کتاب صوتی ایران

وبگاه گروه فرهنگی هنری اقاقیا

پرتال کتاب صوتی ایران

وبگاه گروه فرهنگی هنری اقاقیا

برای خرید آنلاین کلیک کنید
پرتال کتاب صوتی ایران

ارائه کتاب های صوتی رایگان برای ارتقاء سطح فرهنگی جامعه

پرفروش ترین محصولات سایت

    -------------------------------------------------





    -------------------------------------------------

    -------------------------------------------------

حمایت از ادامه فعالیت ما

    تولیدات صوتی ارائه شده به صورت رایگان در سایت، تمام هزینه های آن به صورت شخصی پرداخت شده است و بازخورد مالی ندارد. با حمایت خود به ادامه فعالیت ما کمک خواهید کرد.

    **************


احترام به حقوق مولفین

    در سایت کتاب‌های صوتی جهت احترام به قوانین کپی‌رایت عمدتا تلاش می‌کنیم کتاب‌هایی را صوتی نماییم که از نخستین چاپ آن‌ها حداقل 10 سال گذشته باشد، با این حال مسئولین محترم انتشاراتی که کتاب ‌صوتی شده‌ی انتشاراتشان را در این سایت مشاهده کرده‌اند و نظر مساعدی نسبت به قرار داشتن کتابشان در این سایت ندارند کافی است با ارسال ایمیل درخواست حذف کتاب را اعلام نمایند.

    neyestan.raha@gmail.com

آخرین نظرات

شعر در گلستانه

.: شاعر: سهراب سپهری / گوینده: خسرو شکیبایی :.

 

برای دانلود رایگان دکلمه به ادامه مطلب مراجعه کنید


  • شعر در گلستانه از سهراب سپهری :

ششمین شعر از دفتر «حجم سبز» :


دشت هایی چه فراخ‌! 
کوه هایی چه بلند! 

در گلستانه چه بوی علفی می آمد! 
من در این آبادی‌، پی چیزی می گشتم‌: 
پی خوابی شاید، 
پی نوری‌، ریگی‌، لبخندی‌. 
پشت تبریزی ها 
غفلت پاکی بود، که صدایم می زد. 

پای نی زاری ماندم‌، باد می آمد، گوش دادم‌: 
چه کسی با من‌، حرف می زند؟ 
سوسماری لغزید. 
راه افتادم‌. 
یونجه زاری سر راه‌. 
بعد جالیز خیار، بوته های گل رنگ 
و فراموشی خاک‌. 

لب آبی 

گیوه ها را کندم‌، و نشستم‌، پاها در آب‌:
«من چه سبزم امروز 
و چه اندازه تنم هوشیار است‌! 
نکند اندوهی‌، سر رسد از پس کوه‌. 
چه کسی پشت درختان است؟ 
هیچ‌، می چرخد گاوی در کرد. 
ظهر تابستان است‌. 
سایه ها می دانند، که چه تابستانی است‌. 
سایه هایی بی لک‌، 
گوشه یی روشن و پاک‌، 
کودکان احساس‌! جای بازی این جاست‌. 
زندگی خالی نیست‌: 
مهربانی هست‌، سیب هست‌، ایمان هست‌. 
آری 
تا شقایق هست‌، زندگی باید کرد. 

در دل من چیزی است‌، مثل یک بیشه نور، مثل خواب دم 
صبح 


و چنان بی تابم‌، که دلم می خواهد 
بدوم تا ته دشت‌، بروم تا سر کوه‌. 
دورها آوایی است‌، که مرا می خواند.»

 

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی