پرتال کتاب صوتی ایران

وبگاه گروه فرهنگی هنری اقاقیا

پرتال کتاب صوتی ایران

وبگاه گروه فرهنگی هنری اقاقیا

پرتال کتاب صوتی ایران

ارائه کتاب های صوتی رایگان برای ارتقاء سطح فرهنگی جامعه

پرفروش ترین محصولات سایت

    -------------------------------------------------





    -------------------------------------------------

    -------------------------------------------------

حمایت از ادامه فعالیت ما

    تولیدات صوتی ارائه شده به صورت رایگان در سایت، تمام هزینه های آن به صورت شخصی پرداخت شده است و بازخورد مالی ندارد. با حمایت خود به ادامه فعالیت ما کمک خواهید کرد.

    **************


احترام به حقوق مولفین

    در سایت کتاب‌های صوتی جهت احترام به قوانین کپی‌رایت عمدتا تلاش می‌کنیم کتاب‌هایی را صوتی نماییم که از نخستین چاپ آن‌ها حداقل 10 سال گذشته باشد، با این حال مسئولین محترم انتشاراتی که کتاب ‌صوتی شده‌ی انتشاراتشان را در این سایت مشاهده کرده‌اند و نظر مساعدی نسبت به قرار داشتن کتابشان در این سایت ندارند کافی است با ارسال ایمیل درخواست حذف کتاب را اعلام نمایند.

    neyestan.raha@gmail.com

آخرین نظرات

کتاب صوتی تجلی

جمعه, ۳ آذر ۱۳۹۶، ۰۲:۳۵ ب.ظ

.: نویسنده: صادق هدایت     راوی: زهرا حبیبی :.

دانلود کتاب صوتی تجلی

برای دانلود رایگان به ادامه مطلب مراجعه کنید


 

  • درباره کتاب :

 

داستان کتاب صوتی تجلی اثر صادق هدایت در پانسیون ارمنیان در تهران روی می‌دهد. زن شوهرداری به نام هاسمیک عاشق جوانی به نام سورن است. او می‌خواهد به معشوقش اطلاع دهد که نمی‌تواند سر قرار حاضر شود.

او یک روز تمام در جستجوی سورن است تا او را از نیامدن سر قرار با خبر کند. با این وجود، نه سورن و نه شوهر هاسمیک در داستان حضور ندارند و ما افکار هاسمیک را درباره‌شان می‌خوانیم.

در تاریخ معاصر ایران هیچ نویسنده ای از لحاظ تاثیر بر اندیشه های روشنفکرانه و شکل دادن به اندیشه جدید و نثر نو فارسی به پای صادق هدایت نمی رسد. تصویرها و توصیفات و شخصیت‌ها و چهره‌های داستان‌های او اغلب رنگ ملی دارند. نثر هدایت ساده و بی‌پیرایه و عاری از دشوارنویسی‌ست.

در قسمتی از کتاب صوتی گجسته دژ می‌شنویم:

هوا کم‌کم تاریک می‌شد، هاسمیک لبهٔ کلاه رﺍ تا روی ﺍبروهایش پایین کشیده، یخهٔ پالتوی ماشی رﺍ به خودش‬ چسبانیده بود و با قدم‌های کوتاه ولی چابک به‌سوی منزل می‌رفت. اما به‌قدری فکرش مشغول بود که متوجه اطرﺍف خود نمی‌شد و حتی سوز سردی رﺍ که می‌وزید حس نمی‌کرد. جلو چرﺍغ ﺍبروهای باریک، چشم‌های‬ درشت و خیره و لب‌های نازک ﺍو در میان صورت رنگ‌پریده‌اش یک حالت دور و متفکر دﺍشت.

هاسمیک علاوه بر ﺍین که خاطرخوﺍه سورن بود، حس وظیفه‌شناسی و پایدﺍری در قولی که دﺍده بود بیش‌تر ﺍو را شکنجه می‌کرد. این خبر شومی که امروز ﺍز شوهرش شنید که شب سه‌شنبه رﺍ در خانهٔ برﺍدر شوهرش دعوت‬ دﺍرد، همهٔ نقشه‌هایش رﺍ به‌هم زد! زیرﺍ هاسمیک ناگریز بود ﺍز «رانده‌وویی» که به سورن دﺍده بود چشم بپوشد. گرچه به‌هیچ‌وجه حاضر نبود سورن رﺍ غال بگذﺍرد ولی بدقولی رﺍ بدتر می‌دﺍنست...

 

 

::::  دانلود فایل  :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

 

دانلود لینک مستقیم 35:08 کتاب صوتی تجلی 1
       
 

 


  ::: برای حمایت از آثار صوتی منتشر شده در سایت اینجا کلیک کنید :::

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی