پرتال کتاب صوتی ایران

وبگاه گروه فرهنگی هنری اقاقیا

پرتال کتاب صوتی ایران

وبگاه گروه فرهنگی هنری اقاقیا

پرتال کتاب صوتی ایران

ارائه کتاب های صوتی رایگان برای ارتقاء سطح فرهنگی جامعه

پرفروش ترین محصولات سایت

    -------------------------------------------------





    -------------------------------------------------

    -------------------------------------------------

حمایت از ادامه فعالیت ما

    تولیدات صوتی ارائه شده به صورت رایگان در سایت، تمام هزینه های آن به صورت شخصی پرداخت شده است و بازخورد مالی ندارد. با حمایت خود به ادامه فعالیت ما کمک خواهید کرد.

    **************


احترام به حقوق مولفین

    در سایت کتاب‌های صوتی جهت احترام به قوانین کپی‌رایت عمدتا تلاش می‌کنیم کتاب‌هایی را صوتی نماییم که از نخستین چاپ آن‌ها حداقل 10 سال گذشته باشد، با این حال مسئولین محترم انتشاراتی که کتاب ‌صوتی شده‌ی انتشاراتشان را در این سایت مشاهده کرده‌اند و نظر مساعدی نسبت به قرار داشتن کتابشان در این سایت ندارند کافی است با ارسال ایمیل درخواست حذف کتاب را اعلام نمایند.

    neyestan.raha@gmail.com

آخرین نظرات

سرنوشت دزدی که کفش یک دانشمند شد

جمعه, ۱۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۴:۰۶ ب.ظ

.: دزدی که به دلیل بینی بزرگش، جرج دماغ گنده نامیده می شد یک روز تصمیم گرفت تا با همیاران خود بزرگترین دزدی عمرش انجام دهد اما ماجراهایی که برایش پیش آمد در تنهایت او را به یک جفت کفش برای یک پزشک تبدیل کرد.  :.

سرنوشت دزدی که کفش یک دانشمند شد

 

به گزارش پرتال کتاب صوتی ایران، جرج پرت که به نام جرج دماغ گنده هم معروف بود، در قرن نوزدهم میلادی در غرب وحشی یک گاوچران و دزد سر گردنه بود که به دلیل دماغ بزرگش شناخته شده بود و به همین دلیل این لقب را به او داده بودند. دماغ گنده و دار و دسته اش عادت کرده بودند تا از واگن ها و قطارهایی که از آنجا رد می شدند، دزدی کنند. در آن دوران هم مثل امروزه کارت عابر که وجود نداشت و تمام تراکنش ها  و خرید و فروش ها از طریق پول نقد انجام می شد و در نتیجه افرادی که رفت و آمد می کردند، به همراه خود ............

برای مشاهده خبر به ادامه مطلب مراجعه کنید


enlightenedsurprisesurprisesurprisesurpriseenlightened

یکی از روزهای داغ سال ۱۸۷۸، جرج پرت دماغ گنده و دار و دسته اش تصمیم گرفتند تا شانسشان را امتحان کنند و از یک قطار اتحادیه  اقیانوس آرام که در حال جابه جایی دستمزد کارمندانش بود، سرقت کنند. آنها دنباله ی رودخانه ی Medicine Bow را پیش گرفتند و به کنار مسیر راهن آهن رفتند و مسیر یکی از خط ها را جابه جا کردند و کمی جلوتر منتظر ماندند تا قطار از راه برسد. اما یکی از کارمندان تیز چشم راه آهن متوجه تغییر مسیر خط راهن آهن شد، خرابی را تغییر داد و قبل از اینکه قطار به جایی که آنها بودند برسد، همه چیز درست شد.

دماغ گنده و مردانش به سمت تنگه Rattlesnake فرار کردند و به سمت کوه الک رفتند. در حالیکه کف پاهایشان از گرمای زمین می سوخت، در سر راهشان دو افسر پیلیس قرار گرفت. وقتی این دو پلیس به تنگه رتل اسنیک رسیدند، با خاکسترهای عظیم آتش روبرو شدند که به هوا بر می خاست. آن ها لحظاتی آنجا استادند تا بررسی کنند و ببینند که این خاکستر مربوط به چند دقیقه قبل بوده است و ناگهان از میان بوته ها، مورد هدف تفنگ قرار گرفتند و این چنین بود که اتحادیه اقیانوس آرام، مبلغ هنگفت ۱۰ هزار دلار را جایزه را برای سر جرج پرت در نظر گرفت که این مبلغ بعدها به ۲۰ هزار دلار افزایش پیدا کرد.

جرج و دار و دسته اش تا دو سال بعد هم تحت تعقیب بودند تا اینکه روزی در یک کافه در شهر مونتانا پیدا شدند. او دستگیر شد و بعد از محاکمه در دادگاه مجرم شناخته شد و مجازات اعدام برای او در نظر گرفته شد.

جرج پرت، ۱۰ روز قبل از اینکه اعدام شود یعنی در تاریخ ۲۲ مارچ سال ۱۸۸۱ یکبار سعی کرد تا فرار کند و از یک چاقوی جیبی استفاده کرد تا غل و زنجیر و طناب هایی که او را بسته بودند را پاره کند.

سرنوشت دزدی که کفش یک دانشمند شد

بعد از اینکه خبر تلاش او برای فرار در شهر پخش شد، جمعیت خشمگین مردم به زندان هجوم بردند، او را کشان کشان از زندان بیرون کشیدند و در ستونی در خیابان به دار آویختند. از آن جایی که پرت خانواده ای نداشت تا جسدش را درخواست کند، دکتری به نام توماس مگی بدن او را به پژوهشگاه خود برد تا مغز او را بیرون بکشد و روی او مطالعه انجام دهد و ببیند مغز یک فرد مجرم چه شکلی است اما در جریان تحقیقات متوجه شد که بین مغز او با یک فرد عادی هیچگونه تفاوتی وجود ندارد. اما تحقیقات دکتر جان ازبرن کاملا متفاوت بود.

او ابتدا از صورت و چهره جرج پرت با گچ یک ماسک ساخت و و بعد پوست بدن او را جدا کرد و به دباغ خانه ای در شهر دنور فرستاد و از آن یک جفت کفش برای دکتر ساخته شد!

دکتر هم آنها را پوشید و مرد بیچاره برای همیشه به کفش تبدیل شد…

سرنوشت دزدی که کفش یک دانشمند شد

انتهای پیام/

 


  ::: برای حمایت از آثار صوتی منتشر شده در سایت اینجا کلیک کنید :::

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی